در جلسه هم اندیشی و تحلیل مقالات اقتصادی که با حضور ریاست محترم انجمن آسانسور و پله برقی استان، مهندس احد صابری صورت گرفت با استناد و برداشتی از یکی از مقالات آقای دکتر فرشاد پرویزیان (اقتصاددان) بررسی های زیر انجام گرفت.
اقتصاد ایران طی پنجاه سال گذشته با مجموعهای از مشکلات ساختاری و ماندگار مواجه بوده است. تورم مزمن همراه با رکود، بهرهوری پایین، قطع ارتباط مؤثر با اقتصاد جهانی، وابستگی تولید به واردات ماشینآلات و مواد اولیه، و نیز تحتتأثیر بودن تولید داخلی از نوسانات نرخ ارز، مجموعهای از چالشهایی هستند که منابع ارزی دولت را محدود و روند تولید را مختل کردهاند. از سوی دیگر، ارتباط تنگاتنگ بازارها و سرایت بحرانهای تورمی، حتی قیمت کالاهای بهظاهر داخلی را نیز تحت تأثیر انتظارات تورمی قرار میدهد.
برای غلبه بر این مجموعه پیچیده از مشکلات، باید راهحلها را در قالب یک «سناریوی ترکیبی» و هماهنگ جستوجو کرد. در ادامه، مجموعهای از راهکارهای بنیادی و ضروری برای اصلاح اقتصادی کشور ارائه میشود:
۱. اصلاح مسائل فرابخشی و زمینهای
نخستین گام، توجه به مشکلاتی است که ریشه در حوزههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دارند. بدون اصلاح روابط اقتصادی با جهان، ارتقای فرهنگ کار، و بهبود بهرهوری عوامل تولید، انتظار حل مشکلات اقتصادی امکانپذیر نخواهد بود.
۲. اصلاح شیوه حکمرانی اقتصادی
مقصود از حکمرانی اقتصادی تنها دولت یا قوه مجریه نیست؛ بلکه تمام ارکان حاکمیت از جمله مجلس، قوه قضائیه و نهادهای فرادستی باید رویکرد خود را در سیاستگذاری اقتصادی اصلاح کنند. حکمرانی ناکارا، خود به یکی از مهمترین عوامل ایجاد بیثباتی بدل شده است.
۳. خروج واقعی دولت از تصدیگری و مردمیسازی اقتصاد
مردمیسازی اقتصاد زمانی محقق میشود که مدیریت بنگاهها بدون دخالت دولت به بخش خصوصی واقعی واگذار شود. تجربه خصولتیسازی گذشته نشان داده که واگذاری صوری و همراه با اعمال نفوذ، نهتنها مفید نیست بلکه هزینههای مبادله و ناکارآمدی را افزایش میدهد.
باید پذیرفت بنگاههایی که از نظر اقتصادی توجیه ندارند یا فناوری آنها منسوخ شده است، نباید با منابع عمومی سرپا نگه داشته شوند.
۴. اصلاحات ساختاری در بانک، مالیات، تأمین اجتماعی و صندوقهای بازنشستگی
رفع انحصارها، حذف امضاهای طلایی، و شفافسازی نظام اقتصادی شرط لازم برای کاهش فساد و رانت است. اصلاح همزمان نظام بانکی، مالیاتی و تأمین اجتماعی از مهمترین پیشنیازهای حرکت به سمت رشد پایدار است.
۵. اصلاح نظام بودجهریزی و تأمین مالی دولت
با اجرای اقدامات قبلی، اصلاح نظام بودجهریزی سادهتر و اثربخشتر خواهد شد. رفع سلطه مالی دولت و کاهش کسری بودجه، بهویژه از طریق بهرهگیری صحیح و غیرتورمی از ابزارهای مالی نظیر اوراق، از اهمیت بسزایی برخوردار است. این امر مشروط به آن است که بانکها مجبور به خرید اوراق نشوند تا دوباره نیاز به خلق نقدینگی از سوی بانک مرکزی ایجاد نگردد.
در عین حال باید توجه داشت که افزایش نرخ بهره و انتقال منابع به سمت بازار پول میتواند باعث فشار بر بورس شود. بنابراین هماهنگی سیاستهای پولی و مالی با وضعیت بازار سرمایه ضروری است.
۶. بهرهورسازی داراییهای دولت
داراییهای مازاد و بدون بازدهی باید یا به فروش برسند یا در اختیار بخش خصوصی قرار گیرند تا هم هزینه نگهداری دولت کاهش یابد و هم این داراییها در چرخه تولید قرار گیرند.
۷. تعیین تکلیف پروژههای نیمهتمام
هزاران پروژه نیمهتمام طی سالها به دلیل ضعف در نظام بودجهریزی، نبود نظارت، و پیچیدگیهای اداری رها شدهاند. تعیین تکلیف این پروژهها—چه واگذاری، چه تکمیل و چه توقف—یکی از اقدامات ضروری برای افزایش کارآمدی دولت است. این موضوع نیازمند اصلاح فرآیندهای مالی و محاسباتی است.
جمعبندی
اقتصاد ایران برای عبور از مشکلات فعلی نیازمند یک بسته اصلاحات هماهنگ، مرحلهای و مبتنی بر واقعیتهای اقتصادی است. بدون اصلاح حکمرانی، ارتقای بهرهوری، خروج دولت از تصدیگری و بازطراحی نظام بودجهریزی، هیچ راهکاری اثر پایدار نخواهد داشت. آینده اقتصاد ایران وابسته به تصمیمهای شجاعانه، علمی و منسجم است.
منبع:
این مقاله برداشتی از مقالات ارزشمند اقتصادان باتجربه کشورمان آقای دکتر فرشاد پرویزیان با عنوان “5 مشکل ریشه ای اقتصاد ایران و 6 راهکار درمانی برای مشکلات اقتصادی” می باشد.


